روش انتخاب یک دین

27 11 2010

شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی

سؤالی که اینجا مطرح است این است که اگر انسان در انتخاب دین می خواهد ببیند اسلام بهتر است یا مسیحیّت یا یهودیّت ، هنوز هیچ دینی را انتخاب ننموده بلکه می خواهد دینی را انتخاب کند ، چه باید بکند ؟

به عنوان جزء متتم روش ، باید بگویم که در این جا همه حرف های کفر آمیز آزاد بوده و هیچ حرف کفر آمیزی قدغن نیست .

 حال اگر واقعاً یک نفر بگوید من دین ندارم ، باید برای انتخاب دین چه کار کنم ؟  آیا به او می گوییم برو ادیان عالم را یکی یکی بررسی کن ، بعد آنها را با هم مقایسه کن و ببین کدام یک بهتر است ، آن وقت آن که بهتر است را انتخاب کن ؟ آیا این عمل لازم است یا نه ؟ و اگر این لازم است ، عمر یک انسان و مقدورات یک انسان برای این کار کافی است ؟

جوابی که من در این باره دارم این است که برای انتخاب دین ، این روش لازم نیست . برای انتخاب یک دین لازم است این مراحلی را که عرض کردم انسان بگذراند . یعنی ، قدم اول این است که فردی را که این شخص می خواهد به عنوان پیغمبر قبول بکند آیا پیغمبر است ، پیغمبر خداست و اصلاً خدایی هست که این پیغمبرش باشد یا نه ؟  این مسئله میان همه ادیان مشترک است ، یعنی ادیانی که خدا در آن هست . چون دین الآن به یک معنای اعم گفته می شود و منظور ما از دین در واقع ادیانی هستند که دارای پیغمبر می باشند و در آن جای پای خدا و پیغمبر در میان است ؛ این قدم اول است .

اگر با دلایل کافی فهمید که خدایی هست ، دیگر در این قضیه مقایسه و بررسی ادیان هیچ تأثیری ندارد یا این که تأثیر فراوان ندارد و یا لا اقل لزومی ندارد . بلکه مسئله این است که من بفهمم خدایی هست و این فرد هم پیغمبر است یا نیست .

اگر فهمیدم خدایی هست و این فرد پیغمبر است ، پیروی تعالیم این پیغمبر برای من لازم است . اگر بعد از این پیغمبر ، پیغمبر دیگری آمده که فکر می کنم شاید این هم از جانب خدا باشد ، به دلیل اینکه پیغمبر جدید است ، البته درباره او باید مطالعه کنم که اگر او هم پیغمبر بر حقّی است ، در این صورت پیغمبر بعدی مُقدَّم است .

و امّا درباره آن هایی که بعد از خود پیغمبر ندارند ، هیچ تحقیق لازم نیست . اگر از پیغمبر اولی دلایل کافی داشتند به این که پیغمبر بعدی موجود نیست ، [ تحقیق ] لازم نیست . زیرا وقتی که پیغمبر قبلی را به پیغمبری قبول کرده باشیم و او خود گفته باشد که بعد از من پیغمبر دیگری نمی آید ، این جا تحقیق لزومی ندارد . ولی اگر گفته باشد [ که پیغمبری هست ] ، راه خیلی ساده تر و کوتاه تر خواهد بود .

پس مقایسه جمیع ادیان و شناسایی همه آنها لازم نیست . اصلاً مقدور هم نیست و تأثیر زیادی هم ندارد .

با اندکی ویرایش از کتاب محیط پیدایش اسلام ، ص 26


کارها

اطلاعات

15 پاسخ

27 11 2010
محمد جواد

با سلام
بهترین روش و منطقی ترین شیوه در جستج میان ادیان و مذاهب این نیست که ابتدا خود را بی دین نمایئیم و سپس انتخاب.
به طور مثال فردی را در نظر بگیری که فعلا مسلمان است و فرضاَ در جستجوی دینی جدید است، آیا باید ملحد شود و سپس جستجو کند؟ اتفاقً همین کار او(ملحد شدن) یک انتخاب دین و روش زندگی جدید هست.
چرا باید ملحد یا بی دین یا …. شد. چرا باید از شیوه ابتدایی به منظور تحقیق بیشتر دست برداشت؟
درست انست که به همان شیوه زندگی اش را ادامه دهد. اصلا تغییر دین و آیین در این مرحله خودش یک دین جدید است. به چه دلیلی دینش را تغییر داده؟

پس این سخن اشتباهی است که هنگام تحقیق بی دین شد. درست آنست که مناسک و شیوه هایی که تا کنون در پیش گرفتته را ادامه دهد و انتخاب روشی جدید نکند.
………………………………………………..
با تشکر

27 11 2010
امت مظلوم

محمد جواد عزیز سلام .
آنچه شهید مظلوم به آن اشاره دارند لزوم بی دین شدن به عنوان یک شرط پیشینی ، آن هم در مقام عمل ، برای انتخاب یک دین نیست . هر چند اگر کسی در مقام یک محقق برای انتخاب یک دین با عینک باورهای دینی که تا کنون بر اساس آن سلوک می کرده به تحقیق بپردازد تحقیقتش برای انتخاب یک دین بی معنا خواهد بود . نام چنین تلاشی را (مطالعه ادیان دیگر برای مقایسه تطبیقی) می نهند نه یک تحقیق برای انتخاب یک دین . چرا که انتخاب یک دین یعنی ترجیح یک دین بر سایر ادیان ، و چنین قضاوتی وقتی صحیح است که با بی طرفی کامل و فقط با تکیه بر اصول اساسی صحت یک دین ( توحید ، نبوت ) صورت بگیرد . و کسی که نسبت به یک دین – هر چه می خواهد باشد – تمایلی دارد که جلوی بی طرفی و انصاف تحقیقی او را می گیرد هرگز نمی تواند چنین قضاوتی را با نصاب صحّت به انجام رساند.
مضاف بر این که این بحث در دو مقام باید مورد توجه قرار بگیرد . مقام ثبوت ( مقام علم و باور ) و مقام اثبات ( مقام عین و خارج و عمل ) . یقینا برای یک محققی که می خواهد به انتخاب یک دین دست بزند ، بی دینی به معنی بی تمایلی به یک دین مشخص چه در سمت و سوی حبّ و چه در سمت وسوی بغض ، شرط ضروری تحقیق است و این همان بی دینی در مقام ثبوت است .
اما بی دینی در مقام اثبات به معنی دست شستن از مناسکی که تا کنون به آن باور داشته است هرگز ضروری نیست .
کلام آخر این که تعریفی که شما از دین اراده می کنید ( مبنی بر این که دین به مطلق راه و روش و منسک اطلاق شود) با معنای اعم دین سازگار است در حالی که موضوع در متن مرحوم شهید بهشتی (ره) تنها ادیان توحیدی و الهی هستند که معنی اخص دین است .
از این که نظرتان را مرقوم داشتید بی نهایت تشکر می کنم .
موفق باشید .

30 11 2010
م.ا.ذاكري

سلام. بسيار خوشحال شدم از ديدن وبلاگ شما – شما رو لينك كردم

30 11 2010
ایمان

به نام پروردگار شهيدان و درستکاران

با سلام و بر سید خوب ما

از اینکه در ترویج افکار و اندیشه های شهید بهشتی کوشایید خوشحالم.
منتظر نظرات خواندنی شما هستم سید بزرگوار

شيفتگان خدمت با مطلبي با عنوان چه بر سر مستند شهيد بهشتي آمد؟! بروز شد

11 12 2010
نسحم

سلام. مدتي بود كه به دليل مشغله، سري به اينجا نزده بودم. مثل هميشه استفاده كردم. موفق باشين. التماس دعا…

6 01 2011
فرنود

سلام با اجازه تون این مطلب رو در سایت اسک قرآن قرار دادم

6 01 2011
ommatemazloum

با سلام و تشکر از این که در اشاعه اندیشه آن شهید مظلوم با ما همکاری می کنید ، ذکر مطالب این وبلاگ منوط به ذکر منبع ، برای همه علاقه مندان مجاز می باشد .

10 08 2011
آ.ش

سلام
من فکر میکنم دست شستن از مناسکی که به آنها ایمان داشته اید هم از ضروریات بی طرفی است.چون من آن را بی طرفی عملی میدانم.چگونه میتوان در ذهن از تمایل به یک اندیشه فارغ بود و در عمل به مناسک منتج از آن اندیشه عمل کرد؟اصلاً این خود نوعی دوگانگی است، یک نوع نفاق.وقتی به حال بی طرفی کامل در می آیید دیگرانی که تا پیش از این از این که شما از انگشت شمار آدمهایی بودید که روزه میگرفته اند خوشحال بوده اند با دیدن این بی طرفی شما و به خاطر درک نکردن شرایط شما رفتار دیگری با شما میکنند و تکفیرتان میکنند.از آن طرف هم کسانی که همیشه از با ایمان بودن شما ناراحت بوده اند با دیدن این بی طرفی شما یا خوشحالی کاذبی را احساس می کنند یا با خود می گویند این بود آنچه که او بدان ایمان داشت و به این راحتی از آن برگشت.خلاصه این حال کسی است که در جامعه امروز ما بخواهد از تعصب دست بردارد و بدون پیش فرض اولیه در مورد وجود خداوند تحقیق کند.

11 08 2011
ommatemazloum

دوست خوب من ، وقتی سخن از تحقیق به میان می آید کاملا واضح است که در حوزه اندیشه وارد می شویم نه حوزه عمل . یعنی بی طرفیی که در امر تحقیق به آن محتاجیم ، بی طرفی در مقام تفکر ، اندیشه و استدلال است نه بی طرفی در مقام عمل . این دو لازم و ملزوم یکدیگر نیستند تا مجبور باشیم برای حفظ بی طرفی دست از هر دو بشوییم . مثلاً اگر قرار باشد شما درباره یک مسئله ریاضی که مورد اختلاف است تحقیق کنید قطعاً به لحاظ علمی باید تسلیم استدلال باشید و نسبت به طرفین بحث بی طرف بمانید تا استدلال، شما را به سمت صحیح ببرد. اما آیا این بدان معناست که در حوزه عمل هم دست از شمارش و محاسبه بر مبنای معهودی که به آن انس داشته اید بردارید ؟ اگر این تحقیق سالها به طول بیانجامد چه؟ آیا ممکن است تمام سالهای طول تحقیق، از عملهایی که نیاز به محاسبه دارد فاصله بگیرید به این بهانه که من در حال یک تحقیق علمی در زمینه این محاسبات هستم و باید بی طرف بمانم ؟ بر فرض امکان، تکلیف محاسبات رها شده در طول این سالها چه می شود ؟ اگر تحقیق شما به این نتیجه رسید که همان روش قبلی درست بوده در حالی که شما سالها محاسبه به آن روش را رها کرده اید و بی تردید صدمات ناشی از فقدان محاسبه در میدان عمل نیز دامنگیرتان شده است آن وقت چگونه می توانید زیانهای حاصل شده را جبران کنید ؟
نه برادر! دست شستن از مناسک که رفتارهایی عملی و خارجی است برای تحقیق بی طرفانه ضرورت ندارد . بله اگر پس از پایان تحقیقات به جائی رسیدیم که دیدیم این مناسک ضرورتی ندارد آنگاه رهایش می کنیم و چون احتمال صحت هر طرف قبل از اثبات نهایی پنجاه پنجاه بوده است رفتار ما عقلایی بوده .

11 08 2011
آ.ش

سلام
از شما به خاطر پاسختان بسیار سپاس گزارم!
به نظرم میرسد که اعمال ما بر عقاید ما اثر میگذارند و عقاید ما نیز بر اعمالمان اثر میگذارند.در آیه 186 سوره آل عمران داریم که(وَإِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ ).جسم و روان ما نیز اثرات متقابلی بر یکدیگر می گذارند.نقصانهای جسمی میتوانند منجر به بیماریهای روانی شوند و بالعکس.اما من این را خارج از صداقت عملی میدانم که انسان روزانه حداقل 34 بار به خداوندی که میخواهد در موردش قضاوت کند سجده کند.این را نه برای مجادله با شما عرض میکنم.به علاوه اگر منظورتان از صدمات ناشی از فقدان محاسبه در میدان عمل، حساب الهی باشد مطمئنا خداوندشرایط فرد محقق را درک میکند.در یکی از سایتهایی که مطالبی را در مورد امام موسی صدر(با آرزوی رهایی هرچه سریعتر ایشان) مینویسند نقل قولی از ایشان خواندم مبنی بر اینکه خداوند ایمان موروثی را قبول ندارد.پس وقتی خداوند آن ایمان را قبول ندارد من آن نماز و روزه را(مخصوصا با توجه به حلاوت آنها) چیزی جز اعمالی وابسته کننده که در قضاوت تاثیر میگذارند نمیبینم.شاید بهتر باشد انسان از این اعمال کمی فاصله بگیرد تا بتواند از بالا به مسائل نظر کند.
میخواستم در صورت امکان کتابها یا منابعی را که در آنها میتوان به اثبات اصول اساسی یک دین دسترسی یافت به من معرفی کنید(با این توضیح که من هنوز در حدی نیستم که بتوانم کتاب شرح تجریدالاعتقاد شیخ طوسی را بخوانم).
پیشاپیش ممنونم!

11 08 2011
ommatemazloum

برادر بزرگوارم سلام
در خصوص تأثیر عقاید و اعمال بر یکدیگر، با شما موافقم . آنچه من عرض کردم این بود که تحقیق عالمانه و بی طرفانه مستلزم ترک اعمال ناشی از یک باور نیست . مثالی هم که عرض شد ناظر به همین اصل کلّی بود نه محاسبه الهی. برای روشن تر شدن این معنی عرض می کنم که میان عقیده و علم فاصله ای وجود دارد که نباید نا دیده گرفته شود . مسائل نظری قبل از آنکه به عقیده تبدیل شوند و به روح انسان گره بخورند تا منشاء اعمال ما باشند ، آگاهی و دانایی هستند. آگاهی ها و دانائی ها لزوماً روی اعمال ما تأثیر ندارند. مثلا یک فرد سیگاری در روزگار ما نسبت به مضرات سیگار آگاهی و دانایی دارد اما با این وجود این دانش و آگاهی روی رفتار او تأثیر ندارد چرا که با روح او گره نخورده و به عقیده بدل نشده است . مثالهای زیادی را می توانیم در این مورد پیدا کنیم . آگاهی و دانش تا به نصاب لازمی از اطمینان بخشی نرسد به عقیده بدل نمی شود.
در مورد تحقیق درباره یک دین ، آنچه محل مطالعه و بحث قرار می گیرد، علوم و آگاهی هاست. در این مرتبه است که اگر نسبت به علم و آگاهی هایمان موضعی جانب دارانه داشته باشیم و با بی طرفی به تحلیل آنها نپردازیم شرط لازم برای یک تحقیق را از دست می دهیم . امیدوارم این بار توانسته باشم منظورم را منتقل کنم .
در خصوص قابل قبول نبودن دین موروثی نیز با شما موافقم اما این جمله را اینطور نمی فهمم که برای رسیدن به یک دین انتخابی باید از دین موروثی به یکباره برید و دست از آن شست بلکه اینطور می فهمم که چون انسانیت انسان مرهون علم و آگاهی و انتخاب آگاهانه اوست و آنچه ابدیت و قیامت او را شکل می دهد نیز همین انتخابهای آگاهانه است، لازم است تا انسان دین موروثی را به کمال رسانده و به دینی انتخابی بدل کند. لازمه این انتخاب مطالعه و تحقیق بی طرفانه در حوزه دین است که بحثش گذشت.
از سوی دیگر انصاف آن است که مناسکی که بر مبنای دین موروثی انجام می شود ممکن است بدل به عادت بشود اما هرگز موجب وابسته شدن به یک عقیده نخواهند شد همانطور که عامل به آنها در انجام آنها احساس حلاوت نخواهد کرد بلکه هماره آنها را تکالیفی می بیند که باید به هر صورت انجام دهد.
در خصوص معرفی منابع نیز اگر فرصتی به این برادرتان بدهید بررسی خواهم کرد و خدمتتان معرفی می کنم.

13 08 2011
آ.ش

سلام!
آنچه من از فرمایشات شما برداشت میکنم این است که انسان ابتدا عقیده خود را به کناری می گذارد وسپس با بی طرفیِ نظری به تحقیق در مورد دین مورد نظر می پردازد(اگر عقیده خود را در ابتدا کنار نگذاشته باشد در واقع به مطالعه صرف پرداخته است).تنها مسئله ای که برای من باقی میماند این است که وقتی دیگر عقیده ای نباشد که منشاء انجام مناسک توسط ما باشد من در هنگام انجام مناسک احساس میکنم با خودم و با خدایی که عبادتش میکنم صادق نیستم.به علاوه من در شرایط حاضر با وجود اینکه موقتاً واجبات را انجام نمیدهم تا حد امکان سعی میکنم از انجام محرمات هم پرهیز کنم.اگر در زمینه این صداقت هم مرا راهنمایی بفرمایید ممنون می شوم.

14 08 2011
ommatemazloum

دوست خوب من ، بین کنار گذاشتن یک عقیده و بین نادیده گرفتن آن در هنگام تحقیق و قضاوت، یک فاصله ظریفی وجود دارد که باید مورد توجه قرار بگیرد. محصول عرض من این بود که در هنگام تحقیق باید نظر شخصی و عقیده خودمان را نادیده بگیریم تا بتوانیم آزادنه تحقیق کنیم و به نتیجه برسیم، نه آنکه عقیده مان را کنار بگذاریم . پس در حقیقت ما عقیده مان را تا وقتی که در اثر تحقیقاتمان به نتیجه ای مخالف آن نرسیده ایم کنار نمی گذاریم اما در هنگام تحقیق مثل یک انسان محقق و منصف که فقط تسلیم دلیل هاست رفتار می کنیم . اگر بر اثر تحقیقات و مطالعاتمان به نتیجه تازه و اطمینان آوری رسیدیم آنوقت دست از عقیده اشتباه بر می داریم و مناسک مرتبط با آن را نیز کنار می گذاریم .
بنا بر این مشکل نبود عقیده و عدم صداقت در انجام مناسک پیش نمی آید .
من پیشنهاد می کنم به موازات تحقیقتان ، مناسکتان را هم انجام دهید و نگران فقدان صداقتی که فرمودید نباشید .صادقانه ترین کار همین است که به خدا بگویید :
من به اقتضای همان دین موروثی ام مناسکم را انجام می دهم اما در عین حال مشغول تحقیق و بررسی و ارتقاء دانش و عقیده خود نیز هستم . پس اگر در پی این تحقیقات به نتیجه ای غیر از آنچه اکنون باور دارم رسیدم آنگاه به آن عمل خواهم کرد و اگر برایم معلوم شد که در عقیده موروثی ام کاستی هست ، آن را تکمیل می کنم و اگر عقیده موروثی ام معیوب بود ، اصلاحش وی کنم و اگر باطل بود از آن و از مناسک مربوط به آن دست بر می دارم و عقیده صحیح و مناسک مربوط به آن را جایگزینش می کنم.
پیروز باشی دوست من …

16 08 2011
آ.ش

از پیشنهاد خیرخواهانه شما بسیار مموننم و از وقت و توجهی که برای من صرف کردید تشکر میکنم.

13 02 2012
آ.ش

من در نهایت مدتی بعد از مباحثات فوق در مسیر مطالعات تحقیقی به درستی نظر شما در مورد انجام مناسک عبادی در حین تحقیق رسیدم و در این مسیر متوجه یکی از نمونه های تاریخی شدم. ابوبکر صدیق یکی از بزرگترین اصحاب پیامبر بود که تا پیش از اسلام آوردن بت پرست بود ولی در عین صداقت و بی طرفی در عقیده به حقانیت توحید پی برد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.